
توچه میفهمی از روزگارم...؟!
از دلتنگی ام...!
گاهی به خدا التماس میکنم خوابت را ببینم...
میفهمی؟؟؟؟
"فقط" خوابت را...

لبانم را که دوخته اند
پس چگونه بگویمت که ای همه ی زندگیم برگرد؟
تو اگر عاشقم بودی
باید از نگاهم میفهمیدی که چقد دوستت داشتم
ولی نخواستیو رفتی
:-(((
خسته تر از آنم که
فکرش را می کنی ....
این منم
بازنده
زندگی
تا کی به دنبال اینو اون بروم و تمنای عشق کنم
ای دله شکسته بیا در آغوش خودم بگیرمت
و محبت تمام زندگی را به نامت کنم

همدم تنهایی شب های من ، اشک است و بس / مرهم زخم دل تنهای من ، اشک است و بس / گر نمیبینی غمی اندر نگاه خسته ام / آنچه میشوید غم از چشمان من ، اشک است و بس

بصرف اینکه یکبار!
بر خلاف همیشه تمنای عشق را در نگاهش
نخواندم او را از خود راندم.
وقتی که رفت و مرد.....
دور از هر چه زیباست و هر چه نیکوست..
تک و تنها ماندم
و این شیون من است بر مزار خاطراتش

قصه از آنجا شروع شد که خیلی عصبانی بود گفت : اگه دوسم داری بهم ثابت کن گفتم چجوری ؟ گفت : رگتو بزن ، گفتم : مرگ و زندگی دست خداست . گفت : پس دوسم نداری ، تیغ و برداشتم و رگمو زدم ، وقتی که داشتم تو آغوش گرمش جون می دادم ، آروم زیر لب گفت : اگه دوسم داشتی تنهام نمیذاشتی ...!!!

یادت باشه وقتی واسه کسی همه کس شدی،اون آدم بعد تو بی کسه،یا واسش کسی نشو یا اگه شدی تو فکر بی کسیهاش هم باش .!

به کلاغ ها بگویید
قصه من اینجا تمام شد
یکی
"بود و نبود" مرا با خود برد....

مثل خانه های شطرنج ...
من سفید و او سیاه
به هم چسبیده ...
...
اما دور از هم
او به فکر مات من و من مات از نگاه او

ارزانــــــــــــــــــــ ـــــــــ تـــــــــــــر از آنـــچــــــــه فــــکـــــرشــــــــ
را بــــــکنــــیــــــــ بـــودیــــــــــ
امـــــــــا بـــــــرایــــــــ منــــــــــــ گــــــــــــــرانـــــــ ـــــ
تــــــــــــــمامـــــــ ــ شـــــــــدیـــــــــــــ ـــــــ ...

بــه بـــــودن هـــا ، دیـــر عـــادتـــ کن... !
و بــه نبــودن هـا ، زود ...!
آدم هــا ، نـبودن را بهـتر بلـدنـــد !!


انگشتت فقط جاى يك حلقه دارد ...
دلت را
دست به دست ميكنى براى چه

من در گذشته..................ام، در گذﺷـــــــــــــﻪ ام !!!

سالهاست كه معناى اين را نفهميدم "رفت و آمد" يا "آمد و رفت" ...
آدمها ميروند كه برگردند يا ميآيند كه بروند؟! ...

سرد است اما سرما نميخورم،تو نگران نباش ...
كلاهى كه سرم گذاشتى تا گردنم را گرفته است

نگران نباش!
برو ...
براى آتش دل شكسته من هم آبى پيدا ميشود.
شايد مثل هميشه،
اشكهاى خودم
![2agpzkx[1] (1).jpg](http://upcity.ir/images/44213761178020653828.jpg)
لعنتى دقيق تر نگاه كن ... اين خرابه آثار باستانى نيست!!!
.
.
.
.
منم
آدم برفى نبودم كه به پايت يك شبه آب شوم ...
من؛ مو به مو سفيد شدم
چه زخم هايى بر دلم خورد تا ياد گرفتم ...
هيچ نوازشى
بى درد نيست

آره دوسم داشت ...
مث همون آهنگ خارجى كه هميشه گوش ميداد و هيچى ازش نميفهميد!
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا

من عاشق صورتیم

صدای قلب نیست
صداس پای توست
که شب ها در سینه ام می دوی
کافی است کمی خسته شوی
کافی است کمی بایستی

ميترسم كسى بوى تنت را بگيرد،
دلت را بشنود و تو خو بگيرى به ماندنش،
چه احساس خط خطى و مبهمى است
اين عاشقانه هاى حسود من

تنهايى ...
چيزهاى زيادى به انسان مى آموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم...!
.: Weblog Themes By Pichak :.


