دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست
اگر برف بیاید هست
اگر برف نیاید نیست، مثل دنیای مـ
ـن
اگر تـ
ـو باشی هستم، اگر نباشی .....!
دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست
اگر برف بیاید هست
اگر برف نیاید نیست، مثل دنیای مـ
ـن
اگر تـ
ـو باشی هستم، اگر نباشی .....!
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست....


من دیدم تو را که
لبخند می زدی به احساس های من
من شنیدم که
هزار بار می گفتی: دوستت دارم
من احساس کردم
کاملاْ احساس کردم که
دستهای لرزانم را گرفتی و من تابستان شدم!
من دیدم ، شنیدم و کاملاْ احساس کردم

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع {علم بهتر است یا ثروت} بخواند..
پسرک با صدای لرزان گفت:آقا معلم ننوشته ام معلم با خط کش چوبی تنبیه کرد
و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت.پسرک در حالی که دستهای قرمزش را به
هم میمالید زیر لب گفت:ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را مینوشتم
نهرو

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:
چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟
چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟
اما افسوس که هیچ کس نبود ...
همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم ...!
با تویی که از کنارم گذشتی...
و حتی یک بار هم نپرسیدی،
چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!
چقدر تنها می شوم وقتی نمی گويی كه
دوستم داری!
ديروز های رفته ام را ورق زدم
پرم از عاشقانه های ناتمام
تمام روياهايم در كوچه پس كوچه های غرور گم شدند
و امروز
ياد تو
تنها ترنمی است،از تولد بی كسيم
...
غريبانه به زمزمه ی انتظار می انديشم...

اونی که گفتم نرو گفت نمیشه ، دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه ، وقتی می خواست بره منو صدا کرد ، وایساد و تو چشمای من نگاه کرد ، گفت میدونی خودت واسم عزیزی ، این اشکارو بهتره که نریزی ، تقدیره ما از اولم همین بود ، یکی تو آسمون یکی زمین بود ، بذار برم یه مدتی بمونم شاید که قدر اینجا رو بدونم ، گریه نکن گریه هاتو نگهدار ، شاید بازم بیام خدانگهدار!
وقتی قرار نیست
که من در زندگیات پیدا شوم
دیگر چه نیازیست به چشم گذاشتن تو؟
چشمهایت را باز کن
لااقل بگذار آن غریبه
با نگاه تو پیدا شود
نگران دل من هم نباش
من
این گم و گور شدنِ اجباری را بخاطرِ تو ، پذیرفته ام............
اين حال من بی توست
بغض غزلی بی لب
افتاده ترین خورشید
زیر سم اسب شب
این حال من بی توست
دلداده تر از شیرین
شوریده تر از فرهاد
حسرت به دلی در باد
بی وقفه ترین عاشق
موندم که تو پیدا شی
بی تو همه چی تلخه
باید که تو هم باشی
بارونم بارونای قـــدیم
یا شاید دلـــــــــــم...
نمی دونم بارونای زمان ِ ما قلاّبی شده که دعــــــــــــامون زیر بارون اجـــــابت می شه
یا دلــــــــمون انقــــــــــدر سیـــــــــــاه ه ه ه کـــــه...

مـــــــــــا...خــــــــــــدایا!
مــــــــَردُمانی هستیم که وقتی بارون می باره...
چترارو باز می کنیم تا مبــــــــــادا قطره ای از رحمتتــــ بهمون برسه!!!

دلـــــــــــــــــــم خــــــــــــــــدا می خواد...خــــــــــــود آ...یه خــــــود آی واقعــــی...ابــــــ...دی...

اونی که بازیچه ی دستــــ ِ خـــــــــودش شد "مـــــن" بودم
اونی که مســـــــخره شد
خـــــــــــار شد
حقیـــــــــر شد
گـــــــــــــــم شد
تمـــــــوم شد
من بودم!
خــــــــود ِ مـــــن!!!
