
یه کاری کن ای خداااااااااااااااااا
تو بی غم نشستی اون بالا
یه کاری کن که یا برای همیشه.... .......
یا ..... ....... ای خدا جووون

یه کاری کن ای خداااااااااااااااااا
تو بی غم نشستی اون بالا
یه کاری کن که یا برای همیشه.... .......
یا ..... ....... ای خدا جووون

تمام حرفهای نگفته ی من اینجاست
شاید روزی خودش بفهمه هرچند اگرم بفهمه فرقی به حالش نمیکنه
خیلی زیااااااااااااد دوستدارم گل بیتا

انتظارت چه زیباست وقتی که لبه جاده ی دل تنگی ایستادم و تو با شاخه گلی از بهانه های عاشقانه می آیی . . .
امشب دلم می خواهد همه بغض هایم را گریه کنم
دلم می خواهد؛
بروم صد پله پایین با دریا گریه کنم!
بروم صد پله تا مروارید،
در کنج یک صدف،سرد،پروانه وار،بی صدا گریه کنم...
بروم هفت آسمان بالا با ابرها گریه کنم
بروم باران را گریه کنم...
از آسمان گردی ها تا سمفونی هفت رنگ،
زندگی بر آب رفته ام را یکجا گریه کنم!!!
همیشه فرصت یک سر خوشی کوتاه است!
همیشه فرصت نیست برای پروازی عاشقانه به دشت های همیشه بهار،
فرصت هست؟
همیشه فرصت هست برای سر بریدن فریاد ها،فرصت نیست؟
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﻪ ﻧﻘﻄﻪﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺟﻤﻠﻪﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ…
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﺎ ﺑﻐﺾﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻟﺮﺯﯾﺪﻥ ﭼﺎﻧﻪﺍﺕ ﺑﻔﻬﻤﺪ…
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻟﺮﺯﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﺪ…
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﯼ، ﺑﻔﻬﻤﺪ…
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻬﺎﻧﻪﮔﯿﺮ ﺷﺪﯼ ﺑﻔﻬﻤﺪ…
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ…
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ و ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺑﻔﻬﻤﺪ…
ﺑﻔﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ…
ﺑﻔﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ…
ﺑﻔﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﮕﯿﺮﯼ…
ﺑﻔﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ…
ﺑﻔﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ،ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﯾﺪﻥ،ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ…
ﺁﺭﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ…
ولی…
ولی…
افسوس

تو که رفتی غم دوریت ، خراب و خورد و پیرم کرد / دوباره درد تنهایی ، توی دستاش اسیرم کرد

می زند باران نفرت بر پشت شیشه / حکم قلبم را نوشتن تنهایی تا به همیشه

چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است / شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی


دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
با سکوت خیلی از مشکلها حل میشه
وقتی بخوای کسی ندونه که عاشقی
وقتی بخوای کسی نفهمه دلگیری
وقتی بخوای کسی نهفهمه ازش بدت میاد
حتی وقتی که داری تو تنهایی پرپر میزنی
سکوت چقد میتونه به ادم کمک کنه
اما........
خیلی وقتها نباید سکوت کنیم
مثل وقتی که اخرین فرصت رو برای گفتن خیلی دوستدارم رو از دست میدهیم
ساعت از نیمه شب گذشته است و من به این می اندیشم :
اگر کاری که ” عشق ” با من کرد با تو می کرد
چند روز دوام می آوردی ؟