سال خوبو پر موفقیتی داشته باشید
اییییشالله
هممممه تونو دوست دارم
بووووووووس واسه همه دوستام
سال خوبو پر موفقیتی داشته باشید
اییییشالله
هممممه تونو دوست دارم
بووووووووس واسه همه دوستام
واین منم
زنی تنها
در استانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
نمیدانم چرا رفتی
نمیدانم چراشاید خطا کردم
وتو بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا رفتی نمیدانم تا کی
چرا؟؟؟؟
تورا آنقدر در دل می سرایم
که دل یعنی تورا زیبا سرودن
من فدای تو ای شقایق احساس
و رویای بی آغاز سرودن
گفتی که بیاو از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را خوب فهمیدم
تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم
کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم
قلبم به هوای تو تلاطم دارد / با خیزش موجها تفاهم دارد /
بگذار بگویند که عاشق کور است / دیوانه چکار به حرف مردم دارد/
لحظه ی به تـو رسیـدن یه تـولد دوبـاره س
شهرچشم تورو داشتن یه غروب پرستاره س
خواستن دستــای گرمت مث ماجرا می مونه
برق المــاسای چشــمت مث کیمیا می مونه
اگه تو قسمت من شی می زنم یه رنگه تازه
اسم من کنار اسمت قصرخوشبختی می سازه
زیر چتر لمس دستات میشه تا خدا رها شد
می شه رفت تا آسمونا شاید اون بالا خدا شد
بــا تـو غم رنگی نـداره زندگی شهر فرنگه
از تو قلعه ی نگــاهت رنگ غصه ام قشنگـه
و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !
بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !
چه زیباست بخاطر تو زیستن ...
ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !
چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !
بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... !
چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !
برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !
کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !
ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!
و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !
عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق
یعنی سجده ها با چشم تر
عشق
یعنی سر به دار آویختن
عشق
یعنی اشک حسرت ریختن
عشق
یعنی در جهان رسوا شدن
عشق
یعنی مست و بی پروا شدن
عشق
یعنی سوختن یا ساختن
عشق
یعنی زندگی را باختن
عشق
یعنی انتظار و انتظار
عشق
یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق
یعنی دیده بر در دوختن
عشق
عشق یعنی لحظه های التهاب
یعنی در فراقش سوختن
عشق
یعنی لحظه های ناب ناب
عشق
یعنی سوز نی ، آه شبان
عشق
اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد مهم نيست .. .. ... .. .... ؟! مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند ، لذّت ببرد و نفس بكشد
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
کاش برگهای آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش میشد راه سخت عشق را
بی خطر پیموده و قربانی نداشت
من به دختری وفا کردم
که او پشت پا زد به عشقو امیدم
هرچه دادم به او حلالش باد
به جز دلم که مفت بخشیدم به او
دل من کودکی سبکسر بود
خودم نمیدونم که چجور رامش کرد
باز هم درنگاهش خاموشم
قصه های نگفته ای دارم از این دلم
.......
یادگذشته به دلم ماندوافسوس
نیست یاری که مرا یاد کند
چشمانم خیره به جاده مانو نداد نامه ای تا که دلم به بودنش خوش باشد
نمیدانم چه خطایی کردم
که اینطوری رشته ی محبتش رو ازم پاره کرد
اگه تودلش جایی واسه من داشت
پس چرا چشمان زیبایش را بروی من بست؟
با خودم گفتم اگه ازش دور باشم فراموشش میکنم
اما مرگ باید مرا دریابد
وگرنه دردیست که مشکل از جسمو روحم برود
نهرو
آی ادما حکم من اینه که
باید همینجوری منتظرش بشینم؟
شما بگید تا کی......؟
سهم من این نبود
ولی.........!
چطور دلت اومد بری
عاشق چشماتم هنوز
تمام هستیم رو میدم
نخواستم اینجوری بشه
فکر نمیکردم یه روز
اینجوری تحقیر بشم
به جرم دوس داشتن تو
اینجوری تنبیه بشم
که مشکلات ما هیچن
بیایید از ته دلامون باور کنیم که خدایی هستو نا شکری نکنیم
نه از روی عادت بگیم آره خدایی هست و بگیم
خداخداخداخدا