
اونی که گفتم نرو گفت نمیشه ، دیروز دیگه رفت واسه ی همیشه ، وقتی می خواست بره منو صدا کرد ، وایساد و تو چشمای من نگاه کرد ، گفت میدونی خودت واسم عزیزی ، این اشکارو بهتره که نریزی ، تقدیره ما از اولم همین بود ، یکی تو آسمون یکی زمین بود ، بذار برم یه مدتی بمونم شاید که قدر اینجا رو بدونم ، گریه نکن گریه هاتو نگهدار ، شاید بازم بیام خدانگهدار!
+ نوشته شده در ساعت توسط نگاه
|