امشب دلم می خواهد همه بغض هایم را گریه کنم
دلم می خواهد؛
بروم صد پله پایین با دریا گریه کنم!
بروم صد پله تا مروارید،
در کنج یک صدف،سرد،پروانه وار،بی صدا گریه کنم...
بروم هفت آسمان بالا با ابرها گریه کنم
بروم باران را گریه کنم...
از آسمان گردی ها تا سمفونی هفت رنگ،
زندگی بر آب رفته ام را یکجا گریه کنم!!!
همیشه فرصت یک سر خوشی کوتاه است!
همیشه فرصت نیست برای پروازی عاشقانه به دشت های همیشه بهار،
فرصت هست؟
همیشه فرصت هست برای سر بریدن فریاد ها،فرصت نیست؟