عاشقانه.عشقولانه.عشق.رویایی

گرچه..

آنقدر خوشبخت نزیستم که توصیفی ادیبانه از دنیای کوچکم بنگارم،

اما ناسپاسی هم در مسلکم نیست! داشته هایم را دوست دارم و به عشق آنها امید رسیدن به

نداشته ها را زنده نگه داشتم.

گرچه دنیای کوچکی دارم درست به اندازه ی کف دستان پاکم ! اما معنای زندگی برایم کوچک

نیست .در دنیایی که هرگوشه ی آن مفهومی از تضاد و بی عدالتی به خود دارد، توانستم مثبت

بیندیشم تا شاید کمتر مورد آزار اینگونه تضادها قرارگیرم!..

من به خواست خود پا در این جهان نگذاشتم که به خواست خود آن را ترک کنم

من چاره ای جز زیستن ندارم. . .

با تعبیر و تفسیرم از دنیا و وسعتش میتوانم هر جهتی که بخواهم به زندگی ام ببخشم اما افسوس

که داشتن تفکری زیبا از وسعت دنیا کاری ساده نیست ! تمام دلخوشی و تمام نیرویی که ما را

در انتظار فردا می نشاند همان داشته های ماست، زمانیکه آنها دیگر برای ما نمانند با کدامین

داشته باید زیست ؟