من به عشقت نازنین از راه دشوار آمدم
با هزاران آرزو مست و پریشان آمدم
من برای دیدنت افتان و خیزان آمدم
پای کوبان در پیت مستان و حیران آمدم
نازنین بنگر که من با چشم گریان آمدم
از میان خار و سنگ با پای عریان آمدم
نازنین در را به روی من مبند خارم مکن
من که با حال پریشان تا به اینجا آمدم
آمدم آمدم من آمدم نازنین من با تمام آرزوهام آمدم
نازنین زیبای من ، من به پایت سوختم
در تمام روزو شب چشم به راه اندوختم
روزگارم بر خلاف آرزوهایم گذشت
در خیال عشق تو عمرم به تنهایی گذشت
نازنین دستم بگیر نگذار که بی سامان شوم
درد عشقم را ببین بگذار که مهمانت شوم.